دانشکده بهداشت دانشگاه علوم پزشکی کاشان

9:54:41 PM 1396 / 05 / 25
 

دانشکده بهداشت

شورای امر به معروف و نهی از منکر

جلسات تفسیر قرآن

 

گزارش برگزاری اولین جلسه تفسیر قرآن در دانشکده بهداشت  1392

 

اولین جلسه تفسیر قرآن جهت اعضاء هیات علمی و کارکنان در روز پنج شنبه مورخ 26/2/92ساعت 9.30در آمفی تئاتر علامه فیض کاشانی با موضوع سبک زندگی و استاد گرانقدر حاج آقای شاه فضل تشکیل گردید .

گزیده ای از بیانات استاد :

پیرو فرمایشات مقام معظم رهبری دام ظله در خصوص اهمیت سبک زندگی اسلامی این مبحث برای جلسات انتخاب شده است . ما باید سبک زندگی خودمان را منطبق با احکام  اسلامی قرار دهیم تا زندگیمان اسلامی گردد . مشکلی که امروزه در جامعه وجود دارد این است که بخشی از آنچه  بر  دستگاهها و بخش های اجرایی و آموزشی حاکم است برگرفته از غرب است . برای رفع این مشکل ما باید سبک زندگی اسلامی را تعریف کنیم و تمامی قسمتهای حکومتی کشورمان رابر اساس آن طراحی  و برنامه ریزی کنیم .

 برای تعریف  سبک زندگی اسلامی ، ارتباط انسان را به چهارقسمت تقسیم می کنیم   :

1-ارتباط با خدا

2- ارتباط با خودش

3- ارتباط با سایر انسانها

4- ارتباط با طبیعت

در این چهار ارتباط بایستی یک اصولی وجود داشته باشد وآن اصول تعریف گردد تا زندگی بر اساس آن اصول قرار گیرد و هر گاه آن اصول اجرایی گردد ، زندگی بر پایه اسلام استوار خواهد شد .لذا شناخت این اصل ها در  جلسات آتی  شناسایی خواهدشد .

 

 

گزارش  برگزاری دومین  جلسه تفسیر قرآن در دانشکده بهداشت  1392

 

دومین  جلسه تفسیر قرآن جهت اعضاء هیات علمی و کارکنان در روز پنج شنبه مورخ 09/3/92ساعت 9.30در آمفی تئاتر علامه فیض کاشانی با ادامه  موضوع سبک زندگی واستاد گرانقدر حاج آقای شاه فضل تشکیل گردید .

گزیده ای از بیانات استاد :

برای  اینکه سبک زندگی  برپایه اسلام استوار گرددباید اصولی را رعایت  کرد اولین اصل، شناخت خداست ؛

هر انسانی با توجه به تفکرات خود ، شناختی از خدا دارد در این راستا به داستان حضرت موسی و قوم یهود اشاراتی شدو بیان شد قوم یهود  به دلیل  اینکه خواسته های نفسانیشان با اسلام تضاد داشت و از طرف دیگر خصوصیاتی که در باره پیامبر در تورات بود همخوان بود شروع کردند به تحریف تورات تا علائم پیامبر آخر الزمان را از تورات حذف کنند . علت اینکه اینها به راحتی دست به تحریف تورات زدند این بود کهخداشناسی آنان درست نبود. آنها خدا را اینگونه می شناختند که یادش می رود چه چیزی نازل کرده و نمی داند اینها در حال تحریف تورات هستند.

نتیجه اینکه هر کس خداشناسی درستی نداشته باشد رفتارهایش نیز منطبق بر حقایق هستی نخواهد بود و گرفتار انحراف خواهد شد.

در ادامه تفسیری از لااله الا الله را بیان نمودند و اینکه شروع آن با لا اله است یعنی هر کس می خواهد به توحید برسد باید اول خدایان دروغین را حذف نماید .

در پایان پیشنهاد شد اگر بخواهیم خداشناسی درست داشته باشیم باید هر فرد تصوری که از خدا دارد روی کاغذ بنویسد وبرای آنکه بداند این تصوری  که از خدا دارد درست است یا غلط به علمای دینی ارائه نماید و بر اساس روایات واحادیث ارزیابی نماید تا به نواقص خداشناسی خود را پی ببرد .

پس تا زمانیکه خداشناسی خود را درست نکنیم نمی توانیم زندگی خود را بسازیم .

سپس فرق عارف و فیلسوف را بیان شد و اینکه فیلسوف حقایق را می داند و عارف حقایق را می بیند .  

از طرف دیگر وقتی می بینیم عرفای مختلف سخنان گوناگونی راجع به خدا می گویند معلوم می شود عرفان آنها اشتباه است . به نمونه های زیر توجه فرمایید .

  • عارف مسیحی اعتقاد دارد سه خدا داریم
  • عارف مسلمان اعتقاد دارد یک خدا داریم
  • عارف یهودی اعتقاد دارد یک خدا داریم و این خدا پسر دارد  

 

بحث دیگر این است ما در مسیر خدا شناسی ممکن است نواقصی داشته باشیم و نمی توانیم خدا را آنگونه که هست بشناسیم اما باید تلاش کنیم خداشناسی ما در مسیر اشتباه نباشد

جمع بندی بحث امروز این بود که اولین اصل برای ارتباط با خدا شناخت خداست که باید در مسیر صحیح و منطبق بر مسائلی باشد که خود خداوند در قرآن بیان کرده است .

 

 

گزارش برگزاری سومین  جلسه تفسیر قرآن در دانشکده بهداشت  1392

 

سومین  جلسه تفسیر قرآن جهت اعضاء هیات علمی و کارکنان در روز پنج شنبه مورخ 23/3/92ساعت 9.30در آمفی تئاتر علامه فیض کاشانی با ادامه  موضوع سبک زندگی واستاد گرانقدر حاج آقای شاه فضل تشکیل گردید .

جلسه با تلاوتی از آیات کلام اله مجید آغاز و گزیده ای از مبحث قبل  توسط یکی از حاضرین در جلسه قرائت گردید و

سپس استاد گرانقدر به ادامه مبحث پرداختند :

گزیده ای از بیانات استاد :

ذکر صلوات بر محمد و آل محمد (ص) در شعبان ،ارزش واهمیت بسیار زیادی دارد و از خداوند می خواهیم توفیق بهرمندی از این ماه را به ما عنایت فرماید .

در جلسات قبل اشاره کردیم اولین اصل در  رابطه انسان باخدا عبارت است از خدا شناسی و اینکه شناخت انسان نسبت به خداوند باید صحیح باشد .

اصول دوم در این زمینه این است که :

باید دستورات خداوند را قبول داشته باشیم هر چند امکان عمل به آنها برای ما وجود نداشته باشد .

شناخت  دستورات الهی با توجه به افراد  و علم و عقل آنان متفاوت است ، ممکن است فردی که در علمی تخصص دارد بعضی از دستورات الهی را قبول نکند وبا توجه به علم خود استدلال بیاوردو دستورات الهی را نپذیرد. با توجه به اینکه دستورات الهی ، از قرآن نقل شده است ؛ اگر فرد در مورد صحبت خود پافشاری کند یعنی حرف خود را مقدم بر سخنان خدا قرار داده است ، پس اینجا دیگر عبداللهمعنی و مفهوم ندارد فرد بنده خودگردیده است ودیگر بنده خدا نیست . در این زمینه به داستان قوم بنی اسرائیل اشاره ای می کنیم :

خداوند به آنان دو دستور داد: (1- شما حق ندارید با قوم یهود بجنگید و غیر از یهودی را کمک نکنید  2- اگر قوم یهود در جنگ شکست خوردند شما برای آزادی اسرای آنان پول بدهید و آزاد کنید )که  هر دو را قبول کنند ؛ اما این قوم یکی از آن دستور را اجراکردند ودیگری را اجرا نکردند سپس از سوی خداوندآ یه ای نازل گردید : اگر چه شما پول دادید و بنده ها را آزاد کردید ولی منتظر پاداش نباشد چون یکی از فرامین  را اطاعت نکردیدو به غیر یهود کمک کردید .

پس نتیجه می گیریم باید دستورات الهی را کامل انجام بدهیم ونباید نسبت به احکام اسلامی اظهار نظر بکنیم .علم بشر در برابر علم خداوند بسیار بسیار محدود است و حکمت و فسلفه احکام را نمی داند پس بشر حق ندارد دربرابر دستورات الهی اظهار نظر کند و یا آن را تغییر دهد . البته این به معنی عدم تحقیق و بررسی در زمینه دستورات دینی نیست . یعنی انسان باید تلاش علمی خود را برای فهم فلسفه احکام انجام دهد اما نباید یافته های خود را در احکام الهی دخیل کند .

برای مثال گوشت خوک که حرام گردیده اکنون بشر به معایب آن پی برده اما در عین حال بشر نمی تواند بگوید با حرارت دادن آن میکروبها از بین می بریم و از آن استفاده می کنیم ،  چون ممکن است مشکلات دیگر هم داشته باشد که علم انسان بدان دست نیافته است .

انسانها دو گونه اند 1- عده ای دستورات الهی را نمی دانند . این گروه مشرو ط بر اینکه برای پیدا کردن احکام الهی کوتاهی نکرده باشند بر این افراد حرجی وارد نیست 2- عده ای دیگر افرادی هستند که به دستورا ت الهی یقین دارند ولی آنها را نمی پذیرند و آنها را باطل یا اشتباه می دانند . این افراد کسانی هستند که کفر اعتقادی و عملی دارند واینها بسیار خطرناک هستند .

دستورات دینی دو جنبه دارد :

  • حکم
  • موضوع

حکمبه مانند این است بگوییم کاغذ پاکاست که موضوعآن کاغذمی باشد و فقیه حکم کلی را مطرح می کند . فقها احکام الهی را بیان می کنند اما فهم موضوعات دست خود افراد است .

3-خداوند را باید آن گونه عبادت کنیم که خود فرموده است نه آن گونه که خودمان می پسندیم

با توجه به اینکه دستورات الهی توقیفی است یعنی همانکونه که هست باید عمل بشود وقابل تغییر نمی باشد و نیز نمی توان آنرا تحریف کرد . خدارا آن گونه که خود فرموده است عبادت کنیم ونباید بدعت در دین بیاوریم که این بدعت ها حرام است هر چند ممکن است آنچه که به عنوان بدعت مطرح می شود ترکیبی از دستورات دینی باشد . مثال  اینکه فرد برای اینکه حاجتش بر آورده شود فلان سفره را نذر می کند و برای آن آداب و شرایطی لحاظ می کند . این بدعت است و حرام می باشد .

 

 

گزارش برگزاری چهارمین جلسه تفسیر قرآن در دانشکده بهداشت  1392

 

چهارمین  جلسه تفسیر قرآن جهت اعضاء هیات علمی و کارکنان در روز پنج شنبه مورخ 06/04/92 ساعت 9.30 در آمفی تئاتر علامه فیض کاشانی با ادامه  موضوع سبک زندگی واستاد گرانقدر حاج آقای شاه فضل تشکیل گردید .

جلسه با تلاوتی از آیات کلام اله مجید آغاز و گزیده ای از مبحث قبل  توسط یکی از حاضرین در جلسه قرائت گردید و

سپس استاد گرانقدر به ادامه مبحث پرداختند :

اصل چهارم  در این زمینه این است که :

خداوند ؛ عالم ،قادر مطلق ومقتدر  است و همه چیز در دایره حکومت الهی انجام می گیرد . وهر حادثه ای که رخ می دهد در سیطره اوست .

 ما انسانها در دنیایی که زندگی می کنیم یک سری خواصی در این عالم است که برای آن ارزشی قائل نیستیم به مانند ماهی هستیم که در دریا هست و عظمت آب را نمی داند هنگامیکه در خشکی قرار گیرد آن گاه به عظمت آن پی می برد آری ما هم به این گونه هستیم مثلا" هر وقت تشنه ایم آب می نوشیم ورفع تشنگی می شود اما به عظمت آن پی نمی بریم که این آب چگونه بوجود آمد و حاصل قدرت کیست ؟غافل از  این قدرت الهی  هستیم که در همه چیز نهفته است . برای روشنتر شدن مطلب به داستان ابراهیم (ع ) که آتش بر او بی اثر شد اشاره می کنیم  ،اکنون  این سوال  پیش می آید  که آیا آتش سرد شد ویا گرمی آن از بین رفت .در حالیکه  آتش همان آتش بود ولی گرمی خود را با اذن خداوند متعال از دست داد . اشاره ای دیگر به داستان فرعون برای اینکه با  خدای حضرت موسی (ع ) بجنگد دستور داد تا کاخی بلند استوار گردانند که بتواند با خدای موسی بجنگد . چون به خدای واحد ایمان نیاورد سپس فرعون و یارانش همه غرق شدند در هنگامی که خشم خداوند آنان  را فرا گرفته بود فریاد برآورد که من هم به آنچه قوم بنی اسرائیل می گوید ؛به خدای موسی ایمان آوردم و من هم مسلمان هستم که در این هنگام از سوی خداوند نازل گردید که اکنون دیر است و ایمان تو قبول نمی باشد .

پس انسان در همه امور خود وهمچنین در برنامه ریزی خود باید خدا را در نظر بگیرد وفریب شیطان را نخورد در کتاباستعاذه از شهید دستغیب که به مکرهای شیطان اشاره کرده است: شیطان آن قدر قوی است که هرکس حتی بخواهد  با آن مبارزه بکند ممکن است آن فرد را هم به دام خود بکشاند .ولی آنچه مهم است ما خدا را داریم وباید در همه حال به او پناه ببریم ( در شادیها و غمها و خرسندی و گرفتاری ) واز یاد او غافل نباشیم و این خداوند قادر است که بر شیطان غلبه می کند .

واز هیچ کس و هیچ چیز نترسیم و خداوند را ناظر بر خود ببینم و از او بترسیم .پس اکنون که می دانیم همه چیز در ید قدرت اوست واو قادر مطلق است و هر اتفاق به اذن او انجام می گیرد برای مثال در هنگام ظهور حضرت مهدی ( عج ) ؛ جنگی که رخ می دهد تمام سلاحها از کار می افتد و همچنین در جنگهای رسول اکرم ( ص ) که پیروز بودند گاهی اوقات پیروزی به واسطه ترسی بود که خداوند در دل دشمنان می انداخت .

اثر خداشناسی را که در عارفان بررسی می کنیم می بینیم خدا در وجود اینها به گونه ای گسترده است که در همه امور همیشه خدارا یاد می کنند برای مثال آیت الله بهجتهنگامی که کلید خانه بر دست داشت و در را باز می کرد بیان می کرد : یا فتاح ، یا فتاح

ما نباید قدرت خودمان را هم عرض خدا بدانیم در هنگام گرفتاری او را یاد می کنیم و عجز و لابه می کنیم اما در جایی که قدرت داریم وسرافرازیم خدا را فراموش می کنیم . آیت اله خراسانیبرای  ( عجب ) که همان خودبینیاست بیان می کرد که هر روز که فرد نماز صبحش قضا می شد می گفت امروز من خراب است چون نمازم قضا شده است . ایشان می فرمودند نماز چه قضا شود یا نشود فقط باید گفت خدا. اینکه شما دیروز خود را به واسطه نماز خود خوب می دانید این نوعی عجب است .

خداوند به انسانهایی که خود را هم عرض خدا می دانند می فرماید :

یا ایها الانسان ما غرک بربک الکریم ( ای انسان چه باعث شد که به خدای کریم یزرگوار خود مغرور گشتی ؟« سوره الانفطار – آیه 6»

غرور آن است: که انسان خود را از خدا بی نیاز و برتر بداند .  و این خصلت انسانهای پوچ و تهی است که فقط خود را می بیند ولی در عرفا اینگونه نیست هر چه دید عرفانی او بالاتر می رود اضطراب و ترس آنان بیشتر می شود  و خود را نسبت به خدا ضعیف تر می بیند . حتی از عبادت خود هم می ترسند که  مبادا این عبادت ، غرور ی ایجاد کند و فاصله آنها را با خدا زیاد کند . پس نتیجه می گیریم که همه چیز در ید و قدرت خداست و بس

اصول پنجم   در این زمینه این است که :

زندگی انسان تنها در این دنیا نیست بخش عظیم آن در آخرت است پس ایجاد عدالت و احقاق حق در این دنیاممکن نیست . چون ظرف این دنیا کوچک است و نمی تواند این عدالت را بگستراند .

برای مثال فردی ده نفر را می کشد و یا فردی ده نفر را نجات می دهد چگونه می توان برای آنها عدالت  را رعایت کرد آیا می شود فردی که ده نفر را کشته است به همان اندازه او را کشت و زنده کرد پس این چیزی است که در این دنیا امکان پذیر نیست ودر آخرت ؛ این  فرد به همان اندازه ای که ظلم کرده است به همان اندازه کیفر می بیند . عقوبت در آخرت طولانی تر است و علت آن این است که دنیا گنجایش این مجازاتها را ندارد و  نمی توان بیش از عملکرد انسان ، پاداش داد . فقط دنیای اخروی است که ظرفیت آن محدود نیست .

در قضاوتهای دینی: باید مدعی برای ادعای خود شاهد بیاورد و منکر هم قسم بخورد . برای مثال حضرت علی (ع ) که زره آن حضرت گم گشته بود آنرا در نزد یهودی یافت . حضرت برای گرفتن زره به پیش قاضی رفتند . اما حضرت برای ادله خود شاهدی نداشت و فرد یهودی قسم خورد وقاضی رای داد تا زره را به یهودی بدهند در حالیکه خود قاضی می دانست که زره از آن حضرت است و چون  می خواست بر اساس قضاوت دینی رای صادر شود  باید به نفع یهودی حکم می کرد.

ما باید سبک زندگی خودمان را بر اساس آخرت تعریف کنیم نه بر اساس اینکه آدمها در این دنیا پاداش و کیفر خود را ببینندپس باید سبک زندگی را به گونه ای طراحی کرد که آخرتمان را آباد کنیم مانند : "تو نیکی کن و در دجله انداز که ایزددر بیابانت دهد باز "

پس نتیجه می گیریم که  :جریان سبک زندگی بایستی بر اساس آخرت باشد نه بر اساس این دنیای  فانی و ناپایدار که به حکم قدرت الهی استوار گشته است .

 

گزارش برگزاری پنجمین جلسه تفسیر قرآن در دانشکده بهداشت 1392

پنجمین  جلسه تفسیر قرآن جهت اعضاء هیات علمی و کارکنان در روز پنج شنبه مورخ 18/07/92ساعت 11در آمفی تئاتر علامه فیض کاشانی با ادامه  موضوع سبک زندگی واستاد گرانقدر حاج آقای شاه فضل تشکیل گردید .

جلسه با تلاوتی از آیات کلام اله مجید آغاز و گزیده ای از مباحث قبل  توسط یکی از حاضرین در جلسه قرائت گردید و سپس استاد گرانقدر به ادامه مبحث پرداختند :

اصل ششم   :

مفهوم قضا و قدر و جبر  و اختیار چیست؟

در خصوص قضا وقدر هریک افراد برداشتی از روی اعتقادات خود دارند و ممکن است مساله قضا و قدر و جبر و اختیار هنوز هم برای عده ای حل نشده باشد .

 ما خیلی از کارهایی که انجام می دهیم و نمی دهیم به موضوع قضا وقدر مربوط  می دانیم و این موضوع باعث شده که خیلی ها از زمانه عقب بمانند و اصلاحات را انجام ندهند مثلا " کسی که تصادف می کند یا ازدواجی ناموفق دارد یا در جنگی که رخ می دهد و کشته می شوند و ... همه را سرنوشت وتقدیر الهی  می دانیم و برای رسیدن به راه حل بهتر زندگی کردن کمتر فکر کنیم و چاره بیندیشیم .

جهت روشن شدن بحث موضوع قضا و قدر را به صورت نمودار درختی بیان می کنیم

در این نمودار درختی سه نوع خط وجود دارد :

خطوط کم رنگ : مقدراتی است که خداوند برای ما قرار نداده است .

خطوط ممتد : مقدراتی که خداوند برای فرد نوشته است و به آن مقدرات فرد می گوییم .

خطوط پررنگ : مقدراتی که فرد در دوران زندگی انتخاب می کند و به آن می سد که به آن می کویند قضا .

خداوند متعال در یک موضوع مقدرات زیادی را برای فرد قرار می دهد اما فرد یکی از آنها را انتخاب می کند که به آن قضا می گوییم .

قضا فعلیت یافتن یک قدر است . مثلآ فرد کنکوری 100 رشته محل را می تواند انتخاب می کند . بیشتر از آن برای او امکان پذیر نیست . هر یک از 100 رشته در مقدرات فرد وجود دارد اما یکی از آنها متناسب با رتبه او به مرحله قضا می رسد .

یا فردی که می خواهد به مسافرت برود خداوند متعال  چندین راه برای  او قرار می دهد و ممکن است برخی از راه ها را قرار ندهد .  مثلا" هواپیما را خداوند برای او قرار نمی دهد و هرکاری بکند که با هواپیما برود نمی تواند . اما مسافرت با ماشین ، قطار ، کشتی و امثال آن را قرار می دهد  . هر یک از وسایل را انتخاب کرد همان برای او به مرحله قضا می رسد .

 حال اگر با ماشین شخصی خود برود، اگر احتیاط کند سفری خو بی دارد ولی اگر احتیاط نکند و با سرعت غیر مجاز برود و تصادف کند این تصادف هم در مقدرات فرد بوده که خودش انتخاب کرده است و به مرحله قضا رسانده است .

مساله دیگر جبر و اختیار است  ؛ عده ای که جبرییون هستند فقط جبر را قبول دارند و عده ای دیگر فقط تفوض را قبول دارند ولی شیعه امر بین الامرین را قبول دارد . امام صادق در پاسخ به سوال جبر و اختیار فرمودند : لا جبر و لا تفویض بل امر بین الامرین

برای روشن شدن موضوع به داستان حضرت علی ( ع ) اشاره ای می شود . حضرت پای دیواری نشسته بودند . این دیوار در حال فروریختن  بود. ایشان بلند شدند و پای دیوار دیگری نشستند . اصحاب از او پرسیدند چرا این کار را کردیید . آیا از قضای الهی فرار می کنید ؟ حضرت فرمودند  : من از یک قدر الهی به قدر دیگر پناه بردم . یک قدر الهی این است که زیر این دیوار بنشینم و دیوار بر سر من خراب شود و قدر دیگر این است که جای دیگری بروم و آسیب نبینم .

در خصوص شب قدر ؛ که می گویند در شب قدر همه چیز تعیین می شود و عده ای ورق زندگیشان باتمام می رسد این اشتباه است . بلکه در شب قدر ، قدر های سال آینده مشخص می شود . یعنی  تقدیراتی که برای ما مشخص شده است ما از طریق دعا و اعمال نیک انجام دادن  ؛ یک سری قدرها را تغییر بدهیم . مثلا در شب قدر برای کسی مقدر می شود که امسال به مکه برود . معنی این سخن این نیست که این فرد حتما به مکه خواهد رفت بلکه به این معنی است که این شخص ممکن است امسال به مکه برود . اگر مقدمات کار را انجام دهد و شرایط فراهم کند می رود و الا نه . اما شخص دیگری که برای او در شب قدر رفتن به مکه رقم نخورده است در سال هر چه تلاش کند نخواهد توانست به مکه برود .

رفتارهای ما قدرهای ما را تغییر می دهد . مثلا صدقه برخی از تقدیرات را کم و زیاد می کند . برای مثال فردی به صحرا می رفت و حضرت علی (ع ) فرمودند که ایشان می میرد . وقتی که از صحرا بازگشت اصحاب گفتند که ایشان زنده برگشت! چه شده است ؟ حضرت علی (ع ) فرمودند  : کوله بارش را باز کنید درون آن یک مار بود که حضرت فرمودند این فرد در راه  با صدقه دادن خود باعث شد که قدر او عوض شود . در پایان چلسه پرسش و پاسخهایی انجام گرفت .

پس نتیجه گیری می کنیم :

قدر ها را خداوند تعیین می کند ولی این انسان است که می تواند با اعمال نیک خود ،  قدرهای خوب را انتخاب و به مرحله قضا برساند . شیعه نه جبر را قبول می کند که یعنی همه چیز را خداوند برای ما قضا کرده باشد و نه اینکه دارای اختیار مطلق است و هر کار ی که می خواهد بکند . پس فرد برای اینکه قدر خود را تغییر دهد بایستی اعمال نیک و شایسته مطابق موازین اسلامی انجام بدهد تا قدر آن تغییر کند .

 

گزارش برگزاری ششمین جلسه تفسیر قرآن در دانشکده بهداشت  1392

ششمین  جلسه تفسیر قرآن جهت اعضاء هیات علمی و کارکنان در روز پنج شنبه مورخ 09/08/92 ساعت 10 صبح در آمفی تئاتر علامه فیض کاشانی با ادامه  موضوع سبک زندگی واستاد گرانقدر حاج آقای شاه فضل تشکیل گردید .

جلسه با تلاوتی از آیات کلام اله مجید آغاز و گزیده ای از مباحث قبل  توسط یکی از حاضرین در جلسه قرائت گردید و سپس استاد گرانقدر به ادامه مبحث پرداختند :

اصل هفتم    :

زندگی ما معطوف به دنیای مادی نیست

غربیها همه چیزرا مادی می دانند وهر آنچه قابل لمس و رئویت باشد قبول دارند وزندگی آنان بر این اصل استوار است .

نگاه اسلام بر عالم ماورا ء استوار است ولی دیدگاه انسانها نسبت به این عالم ماوراء متفاوت است .  مثلا " دستورات اسلام را اجرا می کنیم ولی دیدها متفاوت است .

در قرآن کریم سوره حمد " رب العالمین "  خدای جهانیان معرفی کرده اند وجهانیان از نظر لغوی یعنی اهل جهان  ؛ در حالیکه معنی صحیح آن عالمهامی باشد یعنی حمد و سپاس مخصوص پروردگار عالم هاست.

تعریف عالم از نظر لغوی: یعنی دنیا ، هستی

تعریف عالم از نظر اصطلاحی:   عالم، حالت و وضعیتی است که کسی یا چیزی در زمانی، همراه با کسانی و چیزهایی که در آن حالت قرار دارند، و فقط منحصر به آنهاست حس و درک می کنند. لذا یک آدم عاقل هرگز عالم دیوانگی و یا به اصطلاح عالم هپروت را تا آخر عمر هم احساس و درک نمی کند و برای یک آدم گمنام هم ، عالم شهرتی وجود نخواهد داشت ولی عالم نفسانیات را همه دارند. یک حشره هم نمی تواند هرگز عالم یک حیوان مهره دار و یا گیاه را حس و درک کند و الی آخر.

مجموعه ای که شامل ضوابط ومقرراتی است وهریک از مخلوقات دارای عالمی است مثال عالم مورچه ها .

یک سری از عالمها با همدیگر تلاقی دارند مثل عالم انسان و حیوان  که در برخی امور با هم یکی هستند و در برخی امور متفاوت اند . .

تقسیم بندی عوالم از نظر مراتب وجود:

  • عالم ناسوت
  • عالم ملکوت
  • عالم جبروت
  • عالم لاهوت

 عالم ناسوت  : آنچه را که بشود دراین جهانی که ما در آن زندگی می کنیم ببینم و یا با تمام احساسی که خداوندبه ما داده است حس کنیم به آن عالم ماده وناسوت می گویند .یا بعبارت دیگر  عالم ماده است عالمی که همه چیز آن بر اساس ماده استوار است قابل دیدن و لمس است . در عالم ماده  باید مواد ووسایل آن باشد تا آن ماده بوجود آید در این عالم تزاحم داریم یعنی همزمان دو فرد نمی توانند از یک چیزی استفاده  کنند . در این عالم محدودیت هم وجود دارد .یعنی انسان نمی تواند همه علوم را با همدیگر بیاموزد .

عالم ملکوت: "و کذلک نری ابرهیم ملکوت السموات و الارض و لیکون من الموقنین " سوره انعام آیه75

و اینچنین به ابراهیم ملکوت آسمانها و زمین را نشان می دهیم و برای اینکه از اهل یقین باشد.

شهید مطهری رابطه عالم ملکوت با ناسوت را مانند رابطه انسان به سایه اش می داند   یعنی  اصل ووجود انسان را همان عالم ملکوت می داند وسایه آن را عالم ناسوت میداند.

فلاسفه اصالت را بدینگونه بیان می کنند :

اصالت وجود :

اصالت ماهیت  :

عده ای دیگر می گویند وجود و ماهیت را اصل نمی دانند بلکه فقط اصل را ملکوت می دانند .برای روشن شدن موضوع آیاتی از قرآن را بیان می کنیم :

سوره نسا آیه 10:آنانکه اموال یتیمان را به ستمکاری می خورند در حقیقت آتش جهنم را را در شکم خود فرو می برند وبزودی در آتش فروزان دوزخ خواهند افتاد.

سوره بقره آیه 174 :آنانکه آیاتی را که خدا از کتاب آسمانی فرستاده پنهان می دارندو به آ ن بهایی اندک بدست می آورند آنها جز آتش جهنم به شکم خود فرو نمی برند و خدا در روز قیامت با آنان سخن نگوید و پلیدی و عصیان پاکشان نگرداند و آنان را در قیامت عذابی درد ناک خواهد بود

سوره بقره آیه 276 : خداوند ربا را نابود گرداند وصدقات را افزونی بخشید خدا هرگز مردم ناسپاس گنه پیشه را دوست ندارد

 

مهم این است که اتفاقاتی که در عالم ناسوت می افتد در عالم ملکوت هم رخ می دهد و همچنین تغییراتی که در عالم ملکوت رخ می دهد بازگشت آن در عالم ناسوت هم می باشد . ما انسانها چشممان به عالم ملکوت بسته است . ولی انسان بایستی نگاهش به عالم ملکوت باشد نه عالم ناسوت خداوند می فرماید :ا تفاقاتی که در عالم ناسوت رخ می دهد فریب آن را نخورید زیرا در پی آن ملکوت است . بسیاری از اتفاقاتی که برای ما رخ می دهد مربوط به اعمالی است که در این دنیا انجام می دهیم . روایت است که در هر منطقه ای که گناه زیاد باشد در آن منطقه زلزله رخ می دهد .

عالم جبروت :عالم عقل محض است و می گویندفرشته ها در این عالم حضور دارند هیچ تضادی وجود ندارد وفرشتگان نافرمانی خدا نمی کنند عالم فرشتگان عالم عقل محض است . به مانند علم ریاضی که در آن خطا وجود ندارد ولی در علم شیمی خطا وجود دارد .

عالم لاهوت  :عالم مربوط به خداوند است واحد است و یک عضو بیشتر نیست که همان خداست .

هرعالمی ضوابط خوددارد :

در ناسوت نیاز به ماده است ؛ عالم ملکوت نیاز به ماده ندارد ؛  عالم لاهوت زمان ندارد و هر آنچه که خدا بخواهد انجام می شود .

آیا ذات خداوند را می توان به آن فکر کرد ؟ نمی توان به ذات خداوند فکر کرد چون خداونددر عالم لاهوت است و ما مخلوقات در عالم ناسوت هستیم .ولی ویزگی انسان این است که از همه عوالم بهره برده است .مثلا"  عالم لاهوت که از نور خدا در ما دمیده شده است

( انا لله و انا الیه راجعون ) یک انسان از عالم ناسوت می تواند عالم لاهوت هم راه یابد همچون پیامبر (ص ) که در شب معراج تادرجه لاهوت راه یافته که حتی فرشتگان توان راه یافتن به آن مرحله را هم نداشته است . برای نمونه می توان به رجبعلی خیاط و حسنعلی نخودکی اصفهانی( کتاب " نشانی از بی نشانها " ) اشاره کرد .

در خاتمه، حدیث قدسی که جبرئیل به حضرت محمد "ص " نازل شده است بیان می کنیم  :

" عبدی اطعنی اجعلک مثلی ان حین لا اموت اجعلک حین لا تموت ..."

در مورد این حدیث قدسی که خداوند میفرماید: بنده من مرا اطاعت کن تا تورا مثل خودم قرار دهم، تا همانطور که من میگویم باش پس می شود تو هم بگویی باش پس بشود.

سپس نتیجه می گیریم دیدگاه اسلام به سبک زندگی ؛ نگاهی به این جریانات دارد وقتی انسان کارهایش با دید معنوی باشد و از بعد مادی خارج شود و تنها رضای خالق را در نظر بگیرد می تواند به عالم لاهوت نیز راه یابد.

 

 

گزارش برگزاری هفتمین جلسه تفسیر قرآن در دانشکده بهداشت  1392

 

هفتمین جلسه تفسیر قرآن جهت اعضاء هیات علمی و کارکنان در روز پنج شنبه مورخ 14/09/92 ساعت 10 صبح در آمفی تئاتر علامه فیض کاشانی با ادامه  موضوع سبک زندگی واستاد گرانقدر حاج آقای شاه فضل تشکیل گردید .

جلسه با تلاوتی از آیات کلام اله مجید آغاز و گزیده ای از مباحث قبل  توسط یکی از حاضرین در جلسه قرائت گردید و سپس استاد گرانقدرخلاصه ای از کلیه جلسات قبل ایراد نمودند و به ادامه مبحث پرداختند:

اصل هشتم   :

عالم برزخ و عالم قیامت :

در قرآن کریم واژه برزخ سه بار در سه آیه ذکر شده است دو آیه در سوره فرقان و یک آیه در سوره الرحمن

عالم دنیوی که یک عالم دنی و پست است اما این دنیا با تمام پستی آن ولی شیرینهایی دارد که در عالم برزخ وجود ندارد .برای مثال چرا امام حسین می خواهد یک شب دیگر در این دنیا بماند و نماز بخواند ؟ چون در این دنیا لذت نماز و قرآن خواندن وجود دارد . در حالیکه در عالم برزخ این لذت وجود ندارد.انسان پس از مردن وارد جهانی دیگر می شود وزندگی را دوباره شروع می کند ، که این همان عالم برزخ است .یعنی انسانها بعد از مردن وارد عالم برزخ می شوند .

مردن برای همه یکسان نیست .بعضی ها به راحتی و بعضی ها به سختی جان می دهندو برخی از انسانها هنگامی که می میرند هنوز باور ندارند که مرده اند وبا زنده ها حرف می زنند اما پاسخی نمی شنود .بهمین خاطر مرده را که در قبر می گذارند تلقین می کنند ( اسم افهم و ........)

اکنون عالم برزخ کجاست ؟

سوره مومنون آیه 99و 100(آنگاه مرگ یکی از آنها فرارسد می گوید : پروردگار من مرا به دنیا بازگردانید . شاید من در آنچه ترک کرده ام عمل صالحی به جای آورم به او خطاب شود هرگز چنین نخواهد شد این سخنی است که او به زبان می گوید و عقب آنها برزخی است تا روزی که بر انگیخته شوند . )

برای روشن شدن مکان عالم برزخ اینگونه می گوییم که اگر شما شهر تهران را تصور کنید با تمام امکانات آن ، آنچه تصور می کنید در عالم ذهن شماست و در بیرون چیزی وجود ندارد که کسی بتواند آن را ببیند .

 عالم برزخ ؛ عالمی است که با چشم عادی نمی توان دید . عالمی است که مخصوص خودش است . بعضی افراد چشم برزخی دارند یعنی چشم آنان به عالم برزخ باز است و می توانند برزخ افراد مرده را ببینند .

در عالم برزخ هم زندگی وجود دارد که دو حالت است بهشت برزخی و جهنم برزخی ، انسانهای خوب و صالح به بهشت برزخی و انسانهای بدو ظالم به جهنم برزخی می روند . برای نمونه فردی از دنیا رفته بود در خواب او را دیدند و حال او را پرسیدند گفت : من در عالم برزخ هستم زندگی خوبی است اما هر روز یک ماری می آید و نیش می زند و می رود و علت آن این است که اسم همسرم را بد صدا می زدم .

 این سخنهای چو مار و کژدمت                   مار و  گژدم گردد و گیرد دمت

در عالم برزخ رشد وجود دارد ولی رشد آن معنوی است یعنی رشد آن از جنس دنیای مادی نیست ، البته دنباله رو رشد دنیای مادی هست یعنی اگر انسان در دنیای فانی فکر مادیات باشد در عالم برزخ هم به دنبال مادیات می باشد و اگر طالب علم و عاشق اهل بیت باشد در برزخ هم به همان رویه خواهد بود .

بهشت درجاتی دارد طبق روایات درجات بهشت به تعداد آیات قرآن می باشد و هر کس با درجه خود وارد بهشت می شود .

سوره آل عمران آیه 163 ( این دو گروه (مومن وکافر)به مراتب نزد خداوند درجاتی است و خدا به آنچه می کنند بیناست )

بعد از عالم برزخ عالم قیامت است و این عالم چگونه پدید می آید .

عالم قیامت هنگامیکه از طرف خداوند به اسرافیل فرمان صادر می شود تا در صور بدمد

سوره نمل آیه 87( و به خاطر آورید روزی را که در صور دمیده شود هر در آسمانها و هر که در  زمین است همه در وحشت فرو می روند جز آن را که خدا خواسته و همه با خضوع به (محشر) پیشگاه خدا در آیند )

در کتاب حق الیقینعالم قیامت را این گونه بیان نموده است : هنگامیکه در صور دمیده می شود انسانها از قبر در آیند وبا سرعت به سوی پروردگار آیند وهمه وارد محشر می شوند برای حساب اعمال خودشان و هر کس نامه اعمالش را به دست دارد تا آنرا بخواند .در آن هنگام انسانهای خوب و پرهیزکار به راحتی عبور می کنند و انسانهای بد در جاهای سوزناک و وحشتناک می مانند . ما انسانها نسبت به همدیگر حق و حقوقی داریم .حال باید نسبت به هم گذشت کنیم تا خداوند هم گذشت کند . عده ای گذشت می کنند و می گذرند وعده ای دیگر گذشت نمی کنند و خداوند درجه حرارت را بیشتر می کند وباز سوال می کند که ایا گذشت می کنید ؟ عده ای قبول می کنند و گذشت می کنند و عده ای دیگر رد می کنند و خداوند عذابی سخت تر برای آنان قرار می دهد . در نهایت افرادیکه باقی می مانند مورد حساب قرار می گیرند .

دیگر مسائلی که در روز قیامت وجود دارد مسئله شفاعت هست .که در قرآن چندین بار تکرار شده است .

سوره   البقره   آیه 255 (من ذا الذی یشفع عنده الا باذنه ( آیت الکرسی )

 این شفاعت شکل های مختلفی دارد مثال فرزند صالح شفاعت پدر را و یا استاد شفاعت دانشجورا می کند . در حالیکه در عالم قدر یا برزخ شفاعت وجود ندارد .

برای روشن تر شدن موضوع به کتاب منازل الاخره از حاج شیخ عباس قمیمراجعه شود که در آن کتاب روز قیامت میزان آن را پنجاه سال دانسته است که یک روز آن به اندازه هزار سال دنیایی است . در قیامت مواقفی وجود دارد که تعداد آن ها پنجاه موقف است که در همه موقف ها شفاعت وجود ندارد در بعضی از موقف ها شفاعت وجودارد . در قیامت موقفی هست که فرد سخن هم می گویند و می تواند راست یا دروغ بگوید ، موقفی وجود دارد که نمی تواند دروغ بگوید، موقفی هست که  تمام اعضا و جوارح هم به سخن در می آیند ، موقفی هم وجود دارد که اهل جهنم ، اهل بهشت را می بینند و حسرت می خورند و اهل بهشتیان هم جهنمی ها را می بینند .

سوره  اعراف  آیه 47(و چون نظر آنها بر اهل دوزخ افتد گویند پروردگارا منزل ما را با این ستمکاران یک جا قرار مده )

سوره  اعراف  آیه 50(واهل دوزخ بهشتیان را آواز کنندکه ما را از آن آب های گوارا یا از نعمتهای بهشتی که خدا روزی شما کرده بهره مند کنید آنها پاسخ می دهند که خدا این آب و طعام را بر کافران حرام گردانیده است . )

نکته جالب اینکه عده ای وارد بهشت می شوند ولی هنوز یکسری عقده و کینه نسبت به هم  دارند که این حالت را غل می گویند که در هنگامی که وارد بهشت می شوند  این کینه ها برداشته می شود .

جمع بندی و نتیجه گیری :

انسانهایی که تمام هم و غم آنان مادیات باشد از آخرت دور مانده اگر انفاقی هم می کنند به اجبار و برای قیامت خود نیز ثروتی نمی اندوزند ولی افراد مومن و پرهیزکار در همه کار خدا رادر نظر می گیرند وهر کاری انجام می دهند برای رضای خدا و آخرت خود ثروتی اندوخته ، چون قیامت را قبول دارند وهرگز در کار خود سست نمی شوندو منتظر تشکر نیستند وسختی ها را هم با دل و جان می پذیرد تا خالص تر شوند . ولی انسان مادی قیامت و برزخ را در نظر نمی گیرند و اگر کاری می کنند منتظر تشکر و پاداش آن در همین دنیای مادی می باشند . برای نمونه اشاره ای به زندگی امامان معصوم (ع ) می کنیم :

حضرت علی (ع) که رهبر و پیشوای مسلمین بود برای امرار معاش خود کار می کرد و حتی کشاورزی هم می نمود .

حضرت باقر (ع)  در ظهر گرما کار می کرد و عابری می گذشت به آن حضرت گفت : شما که نیازی نداری چرا در این موقع کار می کنی و حرص می زنی . امام فرمودند : خداوند بیکاران را دوست ندارد و دوست دارد تا بندگان خود کار کنند .

 

گزارش برگزاری هشتمین جلسه تفسیر قرآن در دانشکده بهداشت  1392

 

 هشتمین جلسه تفسیر قرآن جهت اعضاء هیات علمی و کارکنان در روز پنج شنبه مورخ 21/09/92ساعت 10 صبح در آمفی تئاتر علامه فیض کاشانی با ادامه  موضوع سبک زندگی واستاد گرانقدر حاج آقای شاه فضل تشکیل گردید .

جلسه با تلاوتی از آیات کلام اله مجید آغاز و گزیده ای از مباحث قبل  توسط یکی از حاضرین در جلسه قرائت گردید و سپس استاد گرانقدربه سوالات پیرامون جلسه قبل پاسخ بدینقرار دادند :

بر اساس سوره یاسین از آیه 49 به بعد  ؛ در روز قیامت سه بار در صور دمیده می شود . در نوبت اول همه افراد از بین می روند در نوبت دوم همه از قبر بیرون می آیند و زنده می شوند و در نوبت سوم همه در نزد پروردگار خود حاضر می شوند .

زمانی که مرگ انسان فرا می رسد برای جدا شدن روح ازبدن  انسان ، سه گروه مشخص شده اند که با یکدیگر رابطه طولی دارند یعنی اول خدا ، بعد عزرائیل، و بعد ملائکه . ولی فرشته اصلی که قبض روح می کند عزرائیل است که به فرمان خدا است وملائکه هم به او کمک می کنند  .

اصل نهم : عدالت و حکمت خداوند چیست و نگاه ما چگونه است  ؟

عده ای از انسانها معتقدند که کارهای خدا حساب و کتاب ندارد برای مثال می گویند چرا عده ای پولدار و عده ای فقیر می شوند . عده ای باهوش و عده ای کند ذهن ؛اینها می گویند اتفاقات دنیا شانسی و اتفاقی است و بر حسب تصادف  می باشد.

طبق آیات قرآن کریم :

 سوره انعام آیه 59 :وکلیدهای غیب نزد خداشت جز خدا ( کسی ) بر آن آگاه نیست و نیز آنچه در خشکی و دریاست همه را می داند هیچ برگی از درخت نیفتد مگر آنکه از آن آگاه است و هیچ دانه ای در تاریکی های زمین و هیچ ترو خشکی نیست جز آنکه در کتابی مبین و قرآن عظیم مسطور است .

سوره نور آیه 43 :آیا ندیده ای که خدا ابرها را از هر طرف  می راند آنگاه آنها را به هم می پیوندد سپس متراکم می سازد آنگاه باران را بنگری که از میان آن ابر بیرون می آید ؟ ونیز از آسمان از آن کوهها که در آنجاست تگرگ فرو می بارد و به که بخواهد آنرا می زند و هر که بخواهد بازش می دارد . روشنی برقش نزدیک است که روشنی دیده ها را از بین ببرد .

پس طبق آیات قرآن همه چیز از روی حساب و کتاب است هیچ چیز در عالم اتفاق نمی افتد مگر تابع قانون است مثلا" در بحثهای فیزیکی هیچ معلولی بدون علتنیست . مثلا" در بیماریها ؛ علت بیماری را بیان می کنند . در بحثهای معنوی هم همین گونه است. خداوند متعال که این نظام را خلق کرده است هر کسی را در جایگاه خود قرار داده است که تابع اصول و قوانین می باشد و اگر کسی این اصول را کشف کند می تواند به واقعیت  برسد. برای بهتر شدن موضوع برای مثال فردی که رتبه اول کنگورگردیده  است   بر اساس تلاش  وزحمات خود و شرکت در کلاس های کنکور  و غیرو بوده است .لذا خداوند همه چیز را بر اساس حکمت و خلقت آفریده است .

آدم حکیم :کسی است که هر سخن وهر کاری را در جای خودش انجام می دهد .  آیات قرآن هم حکیم است :یعنی هر چیزی سر جای خود آمده است و کسی نتوانسته مثل و مانند آن را بیاورد و یا ایرادی منطقی بر آن بگیرد .

خداوند : خود حکیم است و نظام خلقت نیز حکیمانه  است. پس خدایی که همه چیز را از روی حساب و کتاب آفریده است؛ نمی توان گفت که خوشبختی و بدبختی انسان بر اساس حکمت نیست .و نظام خلقت که با این عظمت طراحی شده است پس سرنوشت انسانها هم نمی تواند شانسی باشد.

این تفاوتهایی که ما می بینیم اینها دست خداوند نیست بلکه این ها بستگی به علم و درایت خود فرد دارد مثلا" فرزندی که کند ذهن ویا ترسو و غیرو می باشد این خلقیات تا حدی متاثر از رفتارهای پدر و مادر می باشد .

 اکنون سوال می شود چرا برای اشتباه پدر و مادر، فرزند باید بسوزد ؟در پاسخ می گوییم عدالت خداوند شامل امکاناتی که به بشر می دهد نمی باشد بلکه عدالت خداوند در محاسبه اعمال بندگان است : یعنی هر کسی با توجه به سواد و امکاناتی که دارد حساب و کتاب می شود . هر که امکانات بیشتر داشته باشد حساب و کتاب آن بیشتر است .

بر همین اساس است که می گوییم ما انسانها نباید بر عملکرد خود فخر کنیم و بواسطه اعمال نیکی که انجام می دهیم خود را برتر از دیگران بدانیم زیرا باید دید این اعمال در پیشگاه خداوند متعال مقبول قرار گرفته یا نه . ضمن این که معلوم نیست امکاناتی که خدا به ما داده است بیشتر است یا امکاناتی که به دیگران داده است . امکانات را هم تنها نباید از بعد مادی و دنیایی نگریست بلکه امکانات معنوی و اخلاقی و فردی نیز باید سنجیده شود .

ادیان مختلف هم در پیشگاه خداوند یکسان نیست. برای مثال فردی که در کاشان که شهر مذهبی  و دارالمومنین است زندگی می کند با فردی که در ترکیه می باشد ، درصد گناه آنان یکسان نیست آنکه در شهر کاشان می باشد گناهش خطرناک تر است ،پس مجازات آن هم بیشتر می باشد . انسان همیشه باید نگران عملکرد خود باشد و اگر خوبی هم  می کند باید ببیند همان خوبی است که مورد قبول حق می باشد یا خیر . ما همواره باید از خود سوال کنیم آیا من به همان خوبی که می توانستم باشم هستم یا نه .خداوند هرگز انسانها را با همدیگر مقایسه نمی کند و هر کسی را با اعمال خودش مقایسه می کند.

وقتی خداوند می گوید تعز من تشاء و تذل من تشاء ، این گونه نیست که خداوند بی حساب کسی را عزت دهد و بی حساب کسی را ذلیل کند بلکه خواسته های خداوند از روی حساب و کتاب است  و با خواسته های ما  فرق می کند .  انسانهایی که مسیر راه خود را پیدا کردند و از ضلالت و گمراهی نجات یافته ودر مسیر هدایت حق قرار گرفته اند حق تعالی هم به او کمک کرده تا هدایت شوند .

خداوند می گوید ما هر کاری بخواهیم می کنیم یعنی اینکه هر فرد با توجه به اتفاقهایی که برای خود رقم می زند. خداوند آنرا برایش قرار می دهد . زیرا وجود  ما از وجود خداوند جدا نیست

سوره انفال آیه 17: ( ای مومنان شما آنان را نکشتیدبلکه خدا کافران را کشت و چون ای رسول تیر به سوی آنان افکندی ، تو نیفکندی بلکه خدا افکند . آری خدا چنین خواست تا کافران را شکست دهد ومومنان را به پیش آمد خوشی بیازماید . خدا شنوای دعای خلق و دانا به مصالح امور عالم است .)

در سوره مبارکه انفال خداوند می فرماید : ای پیامبر آن موقع که شن ها را پرتاب می کردی  این تو نبودی ؛ ما بودیم که این قدرت را به تو دادیم تو این قدرت را خود نداشتی بلکه ما این قدرت را به تو دادیم .پس خداوند هر گاه اراده کند نباشیم ما هم نیستیم .پس وجود ما که وابسته به خداست مانند سخن گفتن ما ؛ پس ای بنده ؛ تو وجودت متعلق به من خداست چرا با دو رکعت نماز خواندن تکبر می کنی .برای مثال : همان منبع برق

سوره انفطارآیه 6 :( ای انسان چه باعث شد که به خدای کریم و بزرگوار خود مغرور گشتی .)

انسانهای الهی که عارف واقعی می شوند می ترسند که خدا نظرش را از او بردارد . مانند حدیث شریف : الهی لا تکلنی الی نفسی طرفه عین ابدا (خدایا به اندازه یک چشم به هم زدن مرا به خودم وامگذار)

پیامبر (ص ) می فرماید: من هیچ چیز را عمل نمی کنم مگر آنکه خداوند بگوید من، مالک نفع و ضرری نیستم .

 اولیاء الهی : رابطه خود را با خداوند اینگونه می دانند که تمام حرکات خود؛ مال خداوند می باشد .

پس با توجه به آیاتی و احادیث قدرت از خداست و انتخاب از ماست که این برای انسان و جن یکسان است وبر اساس انتخابی که انسان خود می کند خداوند با توجه به آن پاداش می دهد . نظام پاداش خداوند بر اساس عملکرد خود ما می باشد . این عالم ؛ عالم اسباب و مسببات است که به هرچه می رسیم بر اساس اسباب و مسببات می باشد که بخشی از آن دست ماست و بخش دیگر آن دست ما نیست که بخش دیگر آن ممکن است دست دیگران و جامعه و غیرو باشد ولی آنچه خداوند مورد ارزیابی قرار می دهد ؛ همان بخشی است که دست خود فرد می باشد ، و از آن انتظار دارد که این حجت است . مثلا" فردی که دزد می شود اگر نود درصد آنرا خود مقصر نباشد و ده درصد را خود فرد مقصر باشد برای  همین   ده  در صد باید پاسخگو باشد . خداوند متعالی عوامل خارجی را کار ندارد عواملی که دست خود فرد هست رسیدگی می کند . روز قیامت هم همین  جریان است .

برخی اسباب و  مسببات  به عالم غیب بر می گردد .کسی که می خواهد متقی شود باید عالم غیب را بپذیرد .

نتیجه گیری : نتیجه اینکه در بحث سبک زندگی ما باید روی اسباب و مسببات عالم تکیه کنیم و گمان نکنیم اتفاقاتی که در عالم رخ می دهد بی حساب و کتاب است .

 

گزارش برگزاری نهمین جلسه تفسیر قرآن در دانشکده بهداشت  1392

 

 نهمین جلسه تفسیر قرآن جهت اعضاء هیات علمی و کارکنان در روز پنج شنبه مورخ 10/11/92 ساعت 10 صبح در آمفی تئاتر علامه فیض کاشانی با ادامه  موضوع سبک زندگی واستاد گرانقدر حاج آقای شاه فضل تشکیل گردید . جلسه با تلاوتی از آیات کلام اله مجید و گزیده ای از مباحث قبلی  توسط استاد گرانقدر حاج آقای شاه فضل قرائت گردید .

      با توجه به اینکه بحث قبلی بر اساس حکمت الهی بوده است . انسان حکیم هرکاری می کند بر اساس حکمت ودر جای خودش انجام می دهد خداوند کتاب خود " قرآن " را حکیم معرفی کرده است ، همچنین کل خلقت هم بر اساس حکمت است .

آیت الله حائری می فرماید :تا زمانیکه انسان وارد جنگل نشود بسیار تمیز و بهداشتی است چون همه خلقت  درون جنگل ؛ گیاهان و جانوران متناسب آن  می باشد ولی با نفوذ انسان به جنگل برتمام سیستم آن تغییراتی حاصل گردید و نظم طبیعت را برهم زده است .

پاداش و عقاب هم بر اسا س حکمت خداوند است . پاداشها و عقاب انسان بر اساس موقعیتی است که خداوند به او داده است .لذا در بحثهای اخلاقی و پاداش و عقاب نباید خود را با دیگران  مقایسه  کردو هر کس  خود را با عملکرد خود باید ؛مقایسه کند وافراد پاداش رفتار خوب وبد خود را می بیند .هر انسان باید باورهای الهی را در خود تقویت کند تا رفتار او الهی باشد .رفتار خداوند با ما حکیمانه است  در این راستا بحث اختیار انسان مطرح می شود

دو گروه مخلوقات اختیار دارند:

  • انسان
  • اجنه

یعنی وقتی انسان اختیار دارد می توانند هر کاری را انجام بدهد یا ندهد . ولی حیوان این اختیار را ندارد ، رفتار آنان بر اساس غریزه است برای مثال هنگامی که بر روی حیوان آزمایشی را انجام می دهید هر دفعه همان رفتار را تکرار می کند ولی اگر این آزمایش را بر روی انسان انجام دهید هر دفعه پاسخی متفاوت خواهد داد .

اختیار انسان دو بعد دارد :

  • اختیار تکوینی ( آزادی تکوینی ) که مورد قبول دین  اسلام می باشد
  • اختیار تشریعی ( آزادی تشریعی )که مورد قبول دین اسلام نیست

آزادی تکوینی :یعنی ما انسان ها در انجام کار آزاد هستیم می توانیم کار را انجام بدهیم و ندهیم مثال دزدیدن مال مردم . آزادی تکوینی در واقع توان انجام کار است به خلاق آزادی تشریعی که جواز انجام کار است .

آزادی تشریعی :به مانند جواز می باشد یعنی بر اساس احکامی که در دین اسلام بیان شده است باید عمل کرد در دین اسلام نیامده که هر کاری که می خواهید بکنید . احکام دین شامل :واجب ، حرام ، مستحب ، مکروه و مباح می باشدکلیه دستورات دین در این پنج احکام قرار داده شده است مثلا" اگر در کاری مجاز هستیم ولی باید بر اساس احکام شرعی آن باشد . آب خوردن مباح  است ولی در ماه رمضان طبق شرعیات از اذان صبح تا اذان مغرب نباید چیزی خورد حتی آب . لذا کلیه دستورات را از شرع می گیریم و براساس محدودیتهایی که برای آن در نظر گرفته می شود باید انجام دهیم . عده ای می گویند استقلال ، آزادی جمهوری اسلامی پس چیست ؛ این آزادی شرعی نیست بلکه آزادی اجتماعی است یعنی خداوند انسان را آزاد آفریده است مثلا" امر به معروف و نهی از منکر عده ای انجام می دهند و عده ای انجام نمی دهند . این میشود آزادی اجتماعی که حدود آزادی اجتماعی را قانون و عرف مشخص می کند .

آیت اله جوادی آملی می فرماید : در جوامع غربی قانون برای جامعه است ومردم برای زندگی نیاز به قانون دارند. ولی در اسلام قانون برای فرد است هر فرد باید قانون داشته باشد زیرا هدف فرد به تکامل رسیدن است .

 تاکید اسلام : انسانی ارزشمند است که در خلوت هم برای خود قانون الهی  داشته ورعایت کند تا به کمال و رشد برسد . انسانی که بخواهد رشد کند باید دستورات الهی را رعایت کند هر چند سخت باشد مانند انسانی که بیمار است وبرای اینکه صحت وسلامتی کامل بیابد باید داروهای تلخ و سخت را بخورد ؛ دستورات الهی هم به مانند داروی تلخ است که با نوشیدن  آن عاقبت ؛خیر وخوبی است .

پس در سبک زندگی اسلامی ،  دستورات  دینی برای زندگی سالم وبهتر است و هر کس به دستورات عمل کند در واقع برای پیشرفت خودش کار کرده است هر چند آن کار به ظاهر خدمت به دیگری باشد . مانند دو برادر که یکی درهنگامی که نیاز دارد به آن کمک نمی کند ولی همان برادر که به آن کمک نشده است روزی که برادرش نیاز دارد به آن کمک می کند که این همان اخلاق اسلامی است .

علمای اخلاق؛ اخلاق را دو دسته می دانند :

  • رفتار طبیعی  : یعنی مقابله به مثل کنید اگر کسی کمک نکرد تو هم به او کمک نکن
  • رفتار اخلاقی   : انسانیت داشته باش یعنی اگر در ناتوانی به تو کمک نکرد تو به او کمک کن

مثلا  در داستان قارون خداوند می فرماید مالی که به تو داده ایم مقداری به عنوان زکات بده تا برای آخرت خود توشه ای فراهم کنید.

برای مثال حضرت علی (ع) که خود پیشوا و رهبر مسلمین وامام بودند در امور خیر کوتاهی نمی کرد با ایجا  باغ هایی از نخلستان و زدن  چاه به فقرا می بخشید تا خداوند در آخرت به اوجزا دهد  .

سوره      توبه       آیه 111: إِنَّ اللّهَ اشْتَرَی مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الجَنَّةَ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ فَیَقْتُلُونَ وَیُقْتَلُونَ وَعْدًا عَلَیْهِ حَقًّا فِی التَّوْرَاةِ وَالإِنجِیلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ أَوْفَی بِعَهْدِهِ مِنَ اللّهِ فَاسْتَبْشِرُواْ بِبَیْعِکُمُ الَّذِی بَایَعْتُم بِهِ وَذَلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ

همانا خدا نیروهای بدنی و مالی مؤمنان را خریده است به بهای اینکه بهشت برای آنان باشد. آنان در راه خدا پیکار می کنند و می کشند و کشته می شوند. این وعده حقّی است بر خدا در تورات و انجیل و قرآن. و چه کسی از خدا به عهد خود وفادارتر است؟ پس به معامله [پر سود ]خود که انجام داده اید شادمانی کنید، و این است آن کامیابی بزرگ.

دیدگاه انسان باید اینگونه باشد که تمام وجود خود را از خدا بداند و همیشه و همه حال خدا را ناظر اعمال خود ببیند و تنها در جهت رضای خدا گام بردارد و تمام وجود ش برای خالق هستی باشد .

سوره    یونس     آیه 17: ثُمَّ جَعَلْنَاکُمْ خَلاَئِفَ فِی الأَرْضِ مِن بَعْدِهِم لِنَنظُرَ کَیْفَ تَعْمَلُونَ  :آنگاه شما را پس از آنان در زمین جانشین قرار دادیم تا بنگریم چگونه رفتار مى‏کنید

خداوند به دنبال پیشرفت صنعت و تکنولوژی نیست بخاطر اینکه اگر خداوند بخواهد به این امور توجه کند پس چرا با یک زلزله همه امور را بهم می زند . آنچه در چرخه زندگی دنبال آن هستیم " کیف یعلمون "می باشد یعنی کیفیت زندگی مهم است اگر کیفیت زندگی خوب باشد دیگر ابزار آن مهم نیست که چگونه است ولی اگر کیفیت زندگی بد باشد با بهترین ابزارها باشد آن زندگی بد است.

دارایی انسانها باید در مسیر خدمت به خدا باشد تا ارزش و جایگاه داشته باشد واگر در مسیر خدمت به خودمان باشد هیچ ارزشی ندارد .

سوره   انعام   آیه 162: قُلْ إِنَّ صَلاَتِی وَنُسُکِی وَمَحْیَایَ وَمَمَاتِی لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَبگو: همانا نماز من و عبادت و حج و قربانى من، و زندگى من (تمام آثار وجودیم در مدّت عمر) و مرگ من (شئون ابدى بقاء روحم) از آن خدا، پروردگار جهانیان است (عبادت‏هایم به قصد او و ملک حقیقى اوست)

آیت اله قرائتی می فرمایند :یکی از شخصیتهای  بزرگ حادثه ای  برای او رخ می دهد که به حال مرگ می افتد و اعمال او مورد ارزیابی قرار می گیرد . او می گوید این همه در امور خیر مشارکت داشته ام مسجد و مدرسه ساخته ام  چرا همه را نادیده گرفته اید . به آن می گویند این کارهای تو همه برای خودنمایی و بدست آوردن مقام و قدرت دنیوی بوده است و برای خدا نبوده است در این صورت تمام این کارها قبول وا قع نمی شود .ووقتی که دوباره باز می گردد تمام امور خود را اصلاح می کند.

 نتیجه :

 خودمان  و دارئیمان را در خدمت خدا وبرای رسیدن به کمال قرار دهیم.

 

گزارش  برگزار ی دهمین جلسه تفسیر قرآن در دانشکده بهداشت  1392

دهمین  جلسه تفسیر قرآن جهت اعضاء هیات علمی و کارکنان در روز پنج شنبه مورخ 01/12/92ساعت 9 صبح در آمفی تئاتر علامه فیض کاشانی با ادامه  موضوع سبک زندگی واستاد گرانقدر حاج آقای شاه فضل تشکیل گردید .

جلسه با تلاوتی از آیات کلام اله مجید آغاز و گزیده ای از مباحث قبل  توسط یکی از حاضرین در جلسه قرائت گردید و سپس استاد گرانقدرخلاصه ای از کلیه جلسات قبل ایراد نمودند و به ادامه مبحث پرداختند :

اصل دهم : نقش دعا در سبک زندگی

 آیا دعا در سبک زندگی ما تاثیر دارد؟ ایا نیازی هست که دعاباشد یا نیاز نیست، آیا روی آن حساب باز کنیم یا نکنیم .

 طبق آنچه که از قرآن استفاده می شود می فهمیم قرآن یکی از اصلی ترین پایه های زندگی ایمانی انسانها می باشد .

خداوند متعال در سوره مبارکه غافر می فرماید :

سوره غافر آیه 60 :وَقَالَ رَبُّکُمُ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِینَ پروردگار شما گفته است: «مرا بخوانید تا (دعای) شما را بپذیرم! کسانی که از عبادت من تکبر ورزند، به زودی با ذلت وارد دوزخ می‌شوند.»

همچنین در سوره مبارکه بقره می فرماید : اجیب دعوه الداع اذا دعان

از کلمه دعان در این آیه دو نکته بر می آید : دعی= همان دعاست که خیلی از دعاهای ما در واقع دعا و درخواست نیست و نمی توان گفت که دعاست  . دعا باید از صمیم قلب باشد ؛ که این همان دعای خاص است که با تمام وجود از پروردگار خواستن .

دعای خاص : دعایی که از تمام وجود فرد برخیزد خواسته خود را تمام و کامل فهمیده و به درگاه خدا می آید و درخواست می کند و این دعا مستجاب می شود .  خدایا به من کمالات معنوی اعطا کن . کمال یعنی قرب خداست ؛ حال باید فرد بداند که قرب خدا یعنی چه ؟ وتا زمانیکه قرب خدا را نشناسد نمی تواند به کمالات معنوی برسد .

علامه طباطبایی می گوید :درخواست از خدای متعالی باید واقعی و باطنی باشد وگرنه این چنین نباشد خدا هم حاجات را برآورده نمی کند برای مثال رفیقی داشتیم که می گفت می خواهم طلبه شوم و پدر و مادر سخت مخالف هستند چه کنم که حاجتم برآورده شود . به او گفتیم اکنون که به امام رضا می روی از امام رضا بخواه تا حاجتت  را برآورده کند وقتی برگشت گفتیم دعا کردی ، گفت : حقیقتا" از ته دل نمی گفتم و خیلی هم دلم نمی خواهد که پدر و مادرم راضی باشند.

دعا :درخواست از خداوند متعال است و ایجاد ارتباط با اوست در دعا انسان با خدا رازو نیاز کرده واز او درخواست کمک برای کسب فیض و سعادتمندی می باشد. 

اهمیت دعا : عوامل موثر درتهذیب نفس ، صفای باطن ، ورسیدن به کمال وقرب حق دعا ونیایش به درگاه خدای سبحان است . دعا ونیایش پیوند انسان با خدا را برقرار نموده و موجب پرواز روح به سوی ملکوت و فضای معطر معنوی و عرفانی می باشد .

پیامبر "ص " می فرماید :دعا سلاح مومن ، ستون دین و نور آسمان ها و زمین است .

شرایط دعا :

دعاکردن باید مشخصاتی داشته باشد همچنین فرد باید شرایط احراز آن را داشته باشد . برای مثال شخصی در خانه خدا طواف می کندو هیچ حاجتی را از خدا نمی خواهد ودعایی هم نمی کند طبیعتا" خدا هم به او چیزی نمی دهد فرد می گوید خدا به من چیزی عطا نکرد . آری تو از خدا درخواست نکردی خدا هم به تو جیزی نمی دهد .

خداوند می فرماید بعد از حج این دعا را بخوانید و در این دعا هم دنیا را از خداوند بخواهید هم آخرت را :

 ربنا آتنا فی الدنیا حسنه و فی الاخره حسنه و قنا عذاب النار

 بحث بعدی روی دعانی است :خیلی از دعاهایی که می کنیم درخواست از خدانیست ؛ خدا می فرماید بخوانید مرا تا شما را اجابت کنم . اکنون باید دید آن خدایی که ما می خوانیم چه خدایی است برای مثال مسیح اعتقاد به سه خدایی دارند یا بت پرستان خدایشان بتها هست واز او درخواست می کنند و عده ای دیگر که چیزهای دیگر می پرستند . آیا خدای واقعی باید حاجات انان را برآورده کند . ممکن است این خدایی که در ذهن خود ساخته ایم با خدای واقعی فرق کند . مانند یک نفر می کوید خدای من مهربان است وعده ای دیگر می گویند خدای من ظالم است . پس باید نسبت به خدای حقیقی معرفت پیدا کنیم تا خدایمان ما را اجابت کند . همچون پیامبر که دعا کند قطعا" دعایش مستجاب می شود .برای استجابت دعا باید معرفت الهی پیدا کرد .

اجابت نشدن دعا به دلایل زیر می باشد :

یکی از استجاب نشدن دعا ؛ گناه است

در دعای کمیل می خوانیم :  اللهم اغفر لی الذنوب التی تهتک العصم اللهم اغفر لی الذنوب التی تنزل النقم اللهم اغفر لی الذنوب التی تغیر النعم اللهم اغفر لی الذنوب التی تحبس الدعاء اللهم اغفر لی الذنوب التی تنزل البلاء اللهم اغفر لی کل ذنب أذنبته و کل خطیئة أخطأتها اللهم إنی أتقرب إلیک بذکرک و أستشفع بک إلى نفسک»
خدایا آن گناهانی که ]پرده] دوری از گناه را پاره می کنند را بیامرز. خدایا آن گناهانی را که بدبختی ها را فرود می آورند را بیامرز . خداوندا آن گناهانی را که نعمت ها را دگرگون می کنند را بیامرز. خدایا آن گناهانی را که جلو دعا را می گیرند را بیامرز. خدایا آن گناهانی را که بلا را فرود می آرند را بیامرز. خداوندا هر گناهی کردم و هر اشتباهی که مرتکب شده ام را بیامرز.

اگر گناهکار دعایش قبول نمی شود بعلت گناهان وی می باشد حال اگر فردگناهگار دعایش را خدا رد می کند چون اگر حاجتش برآورده شود او فکر می کند که کارش درست شده است برای مثال فردی که کار آن کلاهبرداری است و هرساله به حج و کربلا می رود و اگر همین گونه پیش رود فکر می کند که کلاهبرداری  مانعی ندارد چون ائمه او را  می طلبند ولی این خداوند است که جلو اینها را می گیرد . مانند زمان حیات حضرت موسی (ع) که باران نمی آمد و همه در مکانی جمع شدند و نماز می خواندند اما باز باران نیامدتا اینکه سرانجام استغفار  وتوبه کردند و التماس به خدا کرده و خداوند اجازه داد تا باران ببارد  .

شیخ رجب علی خیاط در کتاب کیمیای سعادت بیان کرده شخصی به نزد رجبعلی خیاط رفته و بیان می کند حاجتم روا نمی شود . شیخ به او گفت : سخنی به پسر عمومیت گفته ای باید پیش او بروی واز او حلالیت بخواهی تا خداوند دعایت را مستجاب نماید .

یکی دیگر از استجاب نشدن دعا این است که خداوند آن کار را به صلاح فرد نمی داند بعضی افراد هستند هنگامیکه حاجتشان روا می شود دیگر خدارا فراموش کرده مثلا" از بیماری شفا یافته یا رئیس شده است و اکنون که قدرت دردست دارد دیگر بر سر مردم زور می گوید و خداوند اینگونه افراد را که دعایشان اجابت کرده دوباره از آنان می گیرد یا دیگر حاجتشان را روا نمی کند .

 گروه دیگر انسانهایی هستند که مقربان خدا می شوند و حاجتشان برآورده نمی شود . این جا بحث عرفانی است این انسانها از پشت در خدا ماندن لذت می برند و هر گونه زجر وعذاب و بیماری و فقر را لذت می دانند .

                                                          اگر با نبودش هیچ میلی                                     چرا ظرف مرا بشکست لیلی

اشاره ای به داستان جابربن انصاری که از صحابه پیامبر بود پیامبر "ص" به او فرمود تو فرزند پنجمم امام محمد باقر را می بینی سلام مرا به او برسان او همان فرد نابینا بود که سر قبر امام حسین (ع) می رفت .وقتی جابر به پیش امام باقر علیه السلام رفت . امام از او سوال کرد حالت چطور است : خدارا شکر که بیماریم بیش از سلامتی است ، فقرم بیش از دارائیم است و از مصیبت بیشتر از آسایش لذت می برم .این انسانها هر گاه به این مرحله برسند آنچه خدا برایشان مقدر ساخته است می پذیرند اگرخداوند سلامتی یا بیماری یا فقر دهد به هر حال می پذیرند .

باباطاهر در اشعار خود می گوید  :یکی درد و یکی درمان پسندد یکی وصل و یکی هجران پسنددمن از از درمان و درد و وصل وهجران پسندم آنچه را جانان پسندند

انسانهایی که به مرحله سوم می رسند یعنی از فرصتها به نحو احسن استفاده کرده و دعاهایشان هم اجابت نمی شود . آنان کسانی هستند که خدا دوستشان دارند . اینها کسانی هستند که از پشت در خدا ماندن لذت می برند وباعث رشد آنان می باشد . انسان همیشه باید دعاهایشا و درخواستشان از درگاه متعالی رفیع باشد وچیزی کم از خدا نخواهد . هر چند در روایات آمده است که خدا می فرماید حتی نمک غذایتان را از ما بخواهید تا ما در کار شما تسهیل بوجود آوریم اما افراد نباید به همین چیزهای کم قانع باشند.

دعاهای بسیار زیادی برای شیعه است که بدینقرا ر می باشد  :

  • ابوحمزه ثمالی
  • دعای کمیل
  • صحیفه سجایده که بحث های اخلاقی است و غیرو

حضرت امام خمینی (ره ) فرمودند :یک صفحه دعا خواندن و فهمیدن  و تفکر کردن و در اعمال خود پیاده کردن وزندگیت را اینگونه ساختن بهتر از رفتن به مجالس که تمام دعا را بخوانند و هیچ توجهی نکردن است .

  خلاصه پس در دعاها افراد چهار  دسته اند :

  • آنها یی که دعا را نفی می کنند  فقط مادیات و دنیوی هستند  ؛ و همه چیز را بر اساس مادی انجام می دهند
  • آنها دعا را قبول می کنند و ایده دارند که هر گونه تلاش و برنامه ریزی را کنار بگذار و با دعا کردن همه چیز درست می شود  ؛ آنان در دعاهایشان ثابت قدم نیستند وهر گاه دنیا به آنان پشت می کند فوری متزلزل می شوند .
  • آنان در دعاهایشان حد وسط را قبول دارند یعنی انسان هم باید برنامه ریزی و کار کند و هم دعا کند . اینها دعا را مکمل کارهای خود می دانند
  • گروه دیگر کسانی هستند که علاوه بر تلاش و برنامه ریزی دعا هم می کنند اما دعا را مکمل نمی دانند بلکه دعا را روح حاکم بر اعمال و رفتار خود می دانند .

 

 

 

گزارش برگزاری یازدهمین و دوازدهمین جلسه تفسیر قرآن در دانشکده بهداشت 1392

یازدهمین و دواردهمین جلسه تفسیر قرآن جهت اعضاء هیات علمی و کارکنان در روز پنج شنبه مورخ 22/12/92ساعت 9 صبح در آمفی تئاتر علامه فیض کاشانی با ادامه  موضوع سبک زندگی واستاد گرانقدر حاج آقای شاه فضل تشکیل گردید .

جلسه با تلاوتی از آیات کلام اله مجید آغاز و گزیده ای از مباحث قبل  توسط یکی از حاضرین در جلسه قرائت گردید و سپس استاد گرانقدر با توجه به فرارسیدن سال نو ومصادف شدن با ایام فاطمیه ، سخنانی ایراد نمودند و همچنین سال نو را هم پیشاپیش تبریک گفته و  علاوه بر اثر بخشی دعا در زندگی سپس درخصوص نقش قرآن در زندگی  سخنانی ایراد نمودند :

اصل دوازدهم : نقش قرآن  در سبک زندگی

هدف نهایی همه چیز را باید در قرآن جستجو کرد ؛ همه چیز در قرآن کریم بیان شده است .

 سوره نحل  آیه 89  :وَنَزَّلْنَا عَلَیْکَ الْکِتَابَ تِبْیَانًا لِّکُلِّ شَیْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً وَبُشْرَى لِلْمُسْلِمِینَ

 ما آن الکتاب را (کتاب مبین) را بر تو تنزیل کردیم (پایین آوردیم) این الکتاب کارش چیه؟ تبیانا لکل شی : تبیین همه اشیاء عالم است.

 اولین بحث در مورد قرآن این است که آیا قرآن به درد زندگی بشر امروزی می خورد ؟زیرا قرآن کتابی است قدیمی ؛ برای روشن شدن موضوع نمونه ای را بیان می کنیم . اولین رصدخانه توسط  خواجه نصیرالدین طوسی در مراغه بوجود آمد .که این دستگاه در زمان خود خیلی مفید بوده و لی اکنون در این زمان کاربردی ندارد و دستگاههایی جدید مورد استفاده قرار می گیرد اما آن دستگاه را در موزه نگهداری می کنند و به عنوان یک ابزار قدیمی مورد احترام است .عده ای دیدشان به قرآن اینگونه است که درزمان عرب که سوادی نبوده این قرآن کاربرد داشته است و اکنون که علم پیشرفت کرده است ورشته های تخصصی زیادی بوجود آمده است وبافت زندگی عوض شده است ، دیگر قرآن کاربرد ندارد .

در پاسخ به این سوال می گوییم مولفه های انسان امروز و دیروز فرق نکرده است و این ابزارهای موجود است که تغییر کرده است برای مثال انسان دیروز شجاعت و سخاوت داشته وانسان امروزی نیز  همان شجاعت و سخاوت را دارد لذا در اصول انسانی ، بین انسان امروز و پنج هزار سال پیش هیچ  فرقی حاصل نشده است .

قرآن کتابی است که بر اصول انسانی نوشته شده است. قرآن برای انسان و احکام انسانی نوشته شده و انسان تغییر نمی کند لذا احکام آن هم ثابت است . این کتاب که هزار و  چهارصد سال پیش نوشته شده است همه چیزهای حرام مانند دروغگویی، غمار ، شراب خواری و همه چیزهای حلال و مباح و الی غیر؛  از اعجاز قرآن است که به مسائل حاشیه ای نپرداخته است . برای یافتن سبک زندگی الهی ما می توانیم به قرآن رجوع کنیم و به استناد آن عمل کنیم .

اهمیت جایگاه قرآن :

قرآن کتابی است که از سوی خداوند برای انسانها آمده است و هیچ خدشه ای در آن نیست . در مورد سخنان اهل بیت و تواریخ اظهار نظر بسیار شده است ولی قرآن کتابی است که تمام نکته های آن از طرف پروردگار می باشد . هر کلام قرآن خود معجزه است . گفتن بسم الله الرحمن الرحیم ؛ معجره الهی است پس قرآن خودش سرتاسر یک معجزه است واگر در زندگی به  عنوان راهکار استفاده کنیم موفق می باشیم زیرا هر نکته آن مفید و دارای کاربرد فراوان می باشد .

حیطه های قرآنی در سبک زندگی :

  • روابط درون خانه ( بین پدر و مادر و فرزندان ) برای مثال ساعتی از روز را تعیین کرده است که پدر و مادر با فرزندان خود گفتگو کنند و یا فرزند برای وارد شدن  به اتاق پدر و مادر باید  اجازه بگیرد .

یا ایها الذین آمنوا لیستاذنکم ...

  • روابط زن و شوهر ( از ازدواج تا طلاق )که این آیات خود شامل دهها نکته است . آیت اله قرائتی می فرمایند در آیه بالوالدین احسانا معنای ظاهری ان ، نیکی به پدر و مادر است اما در آن 20 نکته نهفته است

سوره نسا آیه24 :الرجال قوامون علی النسا بما فضل الله بعضهم علی بعض و بما انفقو من اموالهم فالصلحات قنتت حفظت للغیب بما حفظ الله والتی تخافون نشوزهن فعظوهن واهجروهن فی المضاچع واضربوهن فان اطعنکم فلا تبغو علیهن سبیلا ان الله کان علیا کبیرا :مردان را بر زنان تسلط و نگهبانی است به واسطه آن برتریها که خدا برای برخی نسبت به برخی دیگر مقرر داشته و هم بواسطه آنکه مردان از مال خود باید به زنان نفقه دهند و زنان شایسته ،زنانی هستند که متواضع هستند و در غیبت مردان خود حافظ اسرار و حقوق شوهران هستند در مقابل حقوقی که خدا برای آنان قرار داده است و زنانیکه از مخالفت ونافرمانی آنان بیمناکید نخست آنها را موعظه کنید و اگر مطیع نشدند از خوابگاه آنها دوری گزینید و باز اگر مطیع نشدند آنها را به زدن تنبیه کنید و چنانچه اطاعت کردند دیکر بر آنها حق هیچ گونه ستم ندارید همان خدا بزرگوار وعظیم الشان است .

  • روابط فامیل و همسایه

 سوره نسا  آیه 36 :وَاعْبُدُواْ اللّهَ وَلاَ تُشْرِکُواْ بِهِ شَیْئًا وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا وَبِذِی الْقُرْبَى وَالْیَتَامَى وَالْمَسَاکِینِ وَالْجَارِ ذِی الْقُرْبَى وَالْجَارِ الْجُنُبِ وَالصَّاحِبِ بِالجَنبِ  خدا را بپرستید و هیچ چیز را همتای او قرار ندهید و به پدر ومادر،خویشاوندان، یتیمان، مسکینان وهمسایه ی فامیل و همسایه غیر فامیل نیکی کنید
رسول گرامی اسلام به منظور سالم سازی و ایجاد روحیه ی اعتماد و اطمینان به همدیگر و همچنین تقویت وحدت و أنس و الفت در جامعه اسلامی درباره ی حدود همسایگی و رعایت حقوق آنان می فرماید: «   تا چهل خانه از چهار سوی منزل یک مسلمان، از رو برو، پشت چپ همسایه و رعایت حقوق آنان می فرماید: « تا چهل خانه از چهار سوی منزل یک مسلمان، از روبرو، پشت سر، از سمت راست و از سمت چپ همسایه ی یک مسلمان به شمار می آید.در این میان گاهی افرادی پیدا می شوند که نه تنها به همسایگان خود نیکی نمی کنند بلکه آنان را می آزارند

  •  ارتباط انسانهای گناهکار و بی گناه ( عفو بخشش )

        5-زمان کار و عبادت و استراحت :  شب را برای استراحت و روز را برای تلاش و کار قرار دادیم یا به پیامبر خطاب می شد که هروقت از این کارت فارغ شدی به دنبال کار دیگر ی برو.سوره غافر آیه 60 :اللَّهُ الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ اللَّیْلَ لِتَسْکُنُوا فِیهِ وَالنَّهَارَ مُبْصِرًا ۚ إِنَّ اللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَلَٰکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا یَشْکُرُونَ

    خداوند کسی است که شب را برای شما آفرید تا در آن بیاسائید، و روز را روشنی بخش قرار داد، خداوند نسبت به مردم صاحب فضل و کرم است هر چند اکثر مردم شکرگزاری نمی‏کنند

6 –مسائل میهمانی و آداب میهمانی های پیامبر : زمانیکه رسول اکرم "ص"  میهمان ان به خانه خود دعوت می کرد یا به خانه رسول خدا می رفتند همیشه زودتر می رفتند و دیرتر هم خارج می شدند . در روایت است که هر وقت میهمان به خانه ات می آید بهترین چیزها را برای میهمان قرار بدهید مانند حضرت ابراهیم (ع) که هنگامیکه میهمان به خانه اش می رفت گوساله ای را می کشت و کباب می کرد و در پیش آنان می گذاشت .

یا ایها الذین آمنوا لا تدخلوا بیوت النبی الا ان یوذن لکم ....

سوره نور آیه 28 :فان لم تجدوفیها احدافلاتدخلوهاحتی یوزن کم وان قیل لکم ارجعو فارجعوهو ازکی لکم و الله بما تعملون علیم : واگر کسی را در « نیافتید باز وارد نشوید تا به شما اجازه داده شود و چون به شما برگردید باز گردید که این برای شما پاکیزه است و خدا به آنچه می کنیم داناست .

7-کیفیت و آداب غذا خوردن :که چه غذاهایی بخوریم و نخوریم و آداب آن و همچنین از غذاهای خود را انفاق کنیم که در این راستا تحقیقات زیادی انجام  شده است .

8-اداره حکومت :که کل سوره بقره برای اداره حکومت می باشد . همچنین قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران 70% تا 80% آن بر اساس قرآ ن کریم نوشته شده است .

9-احکام جهاد : چندین سوره در قرآن کریم مربوط به احکام جهاد است واصول سیاست هم در آن آمده است ونحوه برخورد با منافق و مشرکین و کفار را بیان نموده است . همچنین در خصوص اسیر گرفتن که چه زمانی اسیر بگیریم و چگونه با آنان برخورد کنیم .

10-برخورد با کشورها و امورات بین المللی

11- آداب و مسائل مربوط به سفر :که انسانها سفر کنید و به آثار گذشتگان بنگرید و با نگاه عبرت آموز ؛ از آن پند بگیرید و همچنین مسائل مربوط به نماز و روزه که در سفر چگونه باید عمل کرد.

سوره                     آیه                  :قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانْظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ‏
هان اى پیامبر! به شرک‏گرایان بگو: بروید و در کران تا کران زمین بگردید و به همه جاى آن سفر کنید و به موجودات گوناگون از موجودات زنده گرفته تا انسان‏ها پژوهشگرانه بنگرید تا ببینید خداى توانا چگونه آفرینش نخستین آنها را آغاز کرده است!
 

12- مسائل اقتصادی : که آیات زیادی در رابطه با انفاق ، زکات ،ربا ورشوه آمده است

13- مسائل مربوط به جامعه اسلامی :آیات زیادی در این راستا بیان شده است مانند امر به معروف ونهی از منکر ، روابط انسانها ، قضاوت بین انسانها و دعوی و اختلاف در خانه ها

سوره توبه  آیه 71 :وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیا بَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ یُقِیمُونَ الصَّلاهَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاهَ وَ یُطِیعُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ : مردان و زنان با ایمان ولی (و یار و یاور) یکدیگرند، امربه معروف و نهی ازمنکر می کنند، نماز را برپا می دارند و زکات را می پردازند و خدا و رسولش را اطاعت می کنند.
وظیفه ما انسانها نسبت به این موضوعات چیست ؟

انسانها دو دسته اند :

  • انسانهایی که بهره بردار از قرآن هستند .
  • انسانهایی که امکان بهره برداری از قرآن را برای دیگران فراهم می کنند .

حال ما انسانها با توجه به تخصصی که داریم در هر زمینه ای علمی کسب نموده ایم . علم خود را با قرآن در آمیخته و تخصص خود را از علم قرآنی استفاده نماییم تا سرافراز و سربلند شویم . مثلآ بیشتر کتابهای اقتصادی ، روانشناسی ، مدیریتی ،اقتصاد و جامعه شناسی بر گرفته ار نظریات غربی می باشد و متاسفانه نظرات قرآنی در آن بیان نشده است که بیشتر متخصصان ما در این راستا در زمینه قرآنی کنکاشی نکرده اند .

بهره برداری از قرآن :

توصیه می شود روزانه ده  دقیقه تا یک ربع قرآن بخوانیم به همراه ترجمه و تفسیر آن تا با این نگاه بتوانیم زندگیمان را قرآنی نماییم . برای نمونه رجوع شود  به تفسیر های قرآنی مانند تفسیر نمونه ، المیزان ، النور با توکل به خداوند که بتوانیم زندگیمان را قرآنی کنیم .

خاتمه سال 1392 و آغاز سال 1393شروعی سرسبز با کتاب آسمانی ( قرآن کریم )

 

  تاریخ به روز رسانی: مرداد 96

 

 

   
جشنواره پرتال

 امور پایان نامه ها

        آئین نامه و دستورالعمل ها
          فرم های پایان نامه
        فرایند پایان نامه
        پایان نامه های دفاع شده
        موضوعات تصویب شده
        تماس

 طرح های تحقیقاتی

        آئین نامه و دستورالعمل ها
        فرم های طرح تحقیقاتی
        فرایند طرح تحقیقاتی

علم سنجی